اربعین آمدواشکم زبصر می آید گوگوئیا زینب محزون زسفر می آید
باز درکرب وبلاشیون وشینی برپاست کزاسیران ره شام خبر می آید
*******
باربگشایید این جاکربلاست آب وخاکش بادل وجان آشناست
اربعین است اربعین کربلاست هرطرف غوغایی از غم ها به پاست
*******
بنازم آنکه دائم گفتگوی کربلادارد دلی چون جابر اندرجستجوی کربلادارد
به یادکاروان اربعینی باگریه می گوید... همی بوسم خاکی راکه بوی کربلا دارد
برچسب: کتب مذهبی,
نویسنده: داوود رضایی